PishtazProduct
نسخه اندروید

خانه

ویدیوها

لیست های پخش

درباره کاربر

Sahra ElahiSahra.Elahi
انصراف

شعر از #اردلان_سرفراز با صدای #دکترافشین_یداللهی
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن می رسه
هر چی که جاده س رو زمین به سینه ی من می رسه ، آه
ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم
به هر چی می خوام می رسم
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم
گل های خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم
واسه کبوترای عشق دست کی دونه بپاشیم
مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه
ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم
به هر چی می خوام می رسم
عزیز ترین سوغاتیه غبار پیراهن تو
عمر دوباه ی منه دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس می خوام
_______________________________________________
شعر آفرینش از #دکترافشین_یداللهی
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو راپیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد!
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم، سجده کرد!
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آنسوی زمین شاید کمی هم کیش تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود