خانه

درباره کانال

کانال های مرتبط

ویدئوهای کانال

Video06:07

استاد محمدرضا شجریان تصنیف مرا رهاکن

تصنیف مرا رهاکن از استاد شجریان تار : حسین علیزاده کمانچه : کیهان کلهر تنبک : همایون شجریان کنسرت ساز خاموش به یاد سیّد علی اصغر کردستانی
Video07:58

تصنیف مرا رها کن از استاد محمدرضا شجریان

آواز دشتستانی و تصنیف رو سر بنه به بالین استاد شجریان و گروه آوا در سلیمانیه عراق ، اهنگ از سید علی اصغر کردستانی
Video08:18

زبان آتش - تفنگت را زمین بگذار - استاد محمد رضا شجریان

شعر: فریدون مشیری آهنگساز: محمد رضا شجریان تنظیم: مجید درخشانی تفنگت را زمین بگذار که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن ندارم جز زبانِ دل، دلی لبریزِ مهر تو تو ای با دوستی دشمن. زبان آتش و آهن زبان خشم و خونریزی ست زبان قهر چنگیزی ست بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید. برادر گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار تفنگت را زمین بگذار تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو این دیو انسان‌کش برون آید. تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟ اگر جان را خدا داده ست چرا باید تو بستانی؟ چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را به خاک و خون بغلتانی؟ گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی و حق با توست، ولی حق را -برادر جان- به زور این زبان نافهم آتش ‌بار نباید جست! اگر این بار شد وجدان خواب آلوده‌ات بیدار، تفنگت را زمین بگذار!
Video25:10

استاد شجریان و رامین ذوالفنون- نوا- 1990 Shajarian Piano Nava

آواز استاد شجریان به همراه پیانوی رامین ذوالفنون در دستگاه نوا. محفلی خصوصی در کالیفرنیا، آگوست ۱۹۹۰. عکس روی تو چو در آینهٔ جام افتاد | عارف از خندهٔ مِی در طمعِ خام افتاد حُسنِ روی تو به یک جلوه که در آینه کرد | این همه نقش در آیینه اوهام افتاد این همه عکس مِی و نقش نگارین که نمود | یک فروغِ رخ ساقی‌ست که در جام افتاد غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید | کز کجا سِرّ غمش در دهن عام افتاد من زِ مسجد به خرابات نه خود افتادم | اینم از عهد اَزَل حاصل فرجام افتاد چه‌کند کز پی دوران نرود چون پرگار؟ | هر که در دایرهٔ گردش ایّام افتاد در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ | آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی | کار ما با رُخ ساقی و لب جام افتاد زیر شمشیرِ غمش رقص‌کنان باید رفت | کان که شد کشتهٔ او نیک سرانجام افتاد هر دمش با منِ دل‌سوخته لطفی دگر است | این گدا بین که چه شایستهٔ انعام افتاد صوفیان جمله حریفند و نظرباز؛ ولی | زین میان حافظ دل‌سوخته بدنام افتاد *** رفتم در میخانه حبیبم ...... رفتم در میخانه حبیبم خوردم دو سه پیمانه ...... خوردم دو سه پیمانه من مستم و دیوانه عزیزم ...... من مستم و دیوانه حبیبم ما را که برد خانه ...... ما را که برد خانه دلبر عزیز...... شوخ با تمیز...... برخیز و بریز زان می که جوان سازد ...... عشقم به تو پردازد دلبر عزیز...... شوخ با تمیز...... برخیز و بریز زان می که جوان سازد ...... عشقم به تو پردازد تو اگر عشوه بر تو اگر عشوه بر خسروُ پرویزُ کنی همچو فرهادُ روم همچو فرهادُ روم از عقب کوه کنی تو مگر تو مگر ماه نکو رویانی تو مگر تو مگر شاه پری رویانی
Video10:12

محمدرضا شجریان - تصنیف چشم یاری

ما ز یاران ، چشم یاری ، چشم یاری داشتیم ما ز یاران ، چشم یاری ، چشم یاری داشتیم خود غلط بود آن چه می پنداشتیم ، آن چه می پنداشتیم ما ز یاران ، چشم یاری ، چشم یاری داشتیم خود غلط بود آن چه می پنداشتیم ، آن چه می پنداشتیم تا درخت دوستی برکی دهد تا درخت دوستی برکی دهد ، حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم گفت و گو ، آیین درویشی نبود ، آیین درویشی نبود گفت و گو ، آیین درویشی نبود ، آیین درویشی نبود ور نه با تو ماجراها ، ماجراها داشتیم شیوه ی چشمت ، فریب جنگ داشت شیوه ی چشمت ، فریب جنگ داشت ما ندانستیم ، ندانستیم و صلح انگاشتیم گلبن حسنت ، نه خود شد دلفروز گلبن حسنت ، نه خود شد دلفروز ما دم همت ، دم همت بر او بگماشتیم شیوه ی چشمت ، فریب جنگ داشت شیوه ی چشمت ، فریب جنگ داشت ما ندانستیم ، ندانستیم و صلح انگاشتیم نکته ها رفت نکته ها رفت ، نکته ها رفت و شکایت کس نکرد جانب حرمت فرو نگذاشتیم مدتی ست که وقتی این تصنیف را میشنوم ذهنم در گیر آقای سیاست مدار می شود و اینکه ادمی مخفی است در زیر زبان - - - این زبان پرده ست بر درگاه جان چونکه بادی پرده را در هم کشید - - - سر صحن خــــانه شد بر ما پدید بله - زبانی که نه تنها اسطوره تکرار ناپذیر هنر ایران را آنطور که در شان هنر است سپاسگزار نشد ، که با همان نگاه کهنه و مطرود به جنگ سایر گنجینه های هنر و موسیقی نیز تاخت... اما چه سود.... ما ندانستیم.... این جفا پیشگی نیز میگذرد و زخم های ترمیم ناپذیر شما بر پیکر هنر جاویدان بر جای خواهد ماند. کاش بدانید ... «کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز - ۲۰۱۱ - دبی»
Video08:04

ما ز یاران چشم یاری داشتیم . شجریان

ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آن چه می پنداشتیم تا درخت دوستی کی بر دهد حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم گفت و گو آیین درویشی نبود ور نه با تو ماجراها داشتیم شیوه چشمت فریب جنگ داشت ما ندانستیم و صلح انگاشتیم گلبن حسنت نه خود شد دلفروز ما دم همت بر او بگماشتیم نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد جانب حرمت فرو نگذاشتیم گفت خود دادی به ما دل حافظا ما محصل بر کسی نگماشتیم ...................................................................................... معمای هستی لطفی . شجریان شور
Video01:12:45

کنسرت معمای هستی

محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی
Video45:30

روز وصل - اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و مجید درخشانی

روز وصل - اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و مجید درخشانی شور از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم گر به آتش بریم صد ره و بیرون آری زر نابم که همان باشم اگر بگدازم گر تو آن جور پسندی که به سنگم بزنی از من این جرم نیاید که خلاف آغازم من خراباتیم و عاشق و دیوانه و مست بیشتر زین چه حکایت بکند غمازم ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب که همه شب در چشمست به فکرت بازم خدمتی لایقم از دست نیاید چه کنم سَر نه چیزیست که در پای عزیزان بازم گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی درد عشقست ندانم که چه درمان سازم ********* اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم به دریایی درافتادم که پایانش نمی‌بینم کسی را پنجه افکندم که درمانش نمی‌دانم مپرسم دوش چون بودی؛ به تاریکی و تنهایی شب هجرم چه می‌پرسی؟ که روز وصل حیرانم من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت هنوز آواز می‌آید به معنی از گلستانم ********* خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی سخنی بگوی با من سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم دگری نمیشناسم تو ببر که آشنایی دل خویش را بگفتم چو تو دوست میگرفتم نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی
Video44:37

کنج قناعت، بزم خصوصی استاد محمد رضا شجریان

کنج قناعت، بزم خصوصی استاد محمد رضا شجریان
Video21:12

گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود . شجریان . بدیعی

گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود آنچنان پای گرفته ست که مشکل برود دلی از سنگ بباید به سر راه وداع تا تحمل کند آن روز که محمل برود چشم حسرت به سر اشک فرو می‌گیرم که اگر راه دهم قافله در گل برود ره ندیدم چو برفت از نظرم صورت دوست همچو چشمی که چراغش ز مقابل برود موجم این بار چنان کشتی طاقت بشکست که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست مگر آن کس که به شهر آید و غافل برود روی بنمای که صبر از دل صوفی ببری پرده بردار که هوش از تن عاقل برود گر همه عمر نداده ست کسی دل به خیال چون بباید به سر راه تو بی‌دل برود قیمت وصل نداند مگر آزرده ی هجر مانده آسوده بخوابد چو به منزل برود ....................................................... 2 شهریور 1365 ....................................................... 2.6.1365 شجریان بدیعی
Video04:50

دستگاه ماهور- ز من نگارم- محمدرضا شجریان

دستگاه : ماهور*خواننده: محمدرضا شجريان*ترانه سرا: محمد تقی ملک الشعرای بهار* آهنگساز: غلامحسین درویش خان.*
Video15:00

ساز و آوازی ناب در آواز دشتی ؛ پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان

ساز و آواز دشتی شعر: حافظ سنتور: پرویز مشکاتیان آواز: محمدرضا شجریان دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد آن که پرنقش زد این دایره مینایی کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد ...
Video45:26

شب هجران ـ استاد شجریان، استاد یاحقی

اجرای خصوصی برنامه شبِ هجران، خواننده استاد محمد رضا شجریان، نوازنده ویولون استاد پرویز یاحقی. دستگاه همایون. غزل از حافظ. به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز که غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد همانا بی‌غلط باشد که حافظ داد تلقینم --- به تیغم گر کشد دستش نگیرم وگر تیرم زند منت پذیرم کمان ابرویت را گو بزن تیر که پیش دست و بازویت بمیرم غم گیتی گر از پایم درآرد بجز ساغر که باشد دستگیرم برآی ای آفتاب صبح امید که در دست شب هجران اسیرم به فریادم رس ای پیر خرابات به یک جرعه جوانم کن که پیرم به گیسوی تو خوردم دوش سوگند که من از پای تو سر بر نگیرم بسوز این خرقه تقوا تو حافظ که گر آتش شوم در وی نگیرم
Video01:13:58

آلبوم کامل بیداد از محمد رضا شجریان

آلبوم بیداد، یکی از آثار محمد رضا شجریان است که در سال ۱۳۶۴ منتشر شد. این آلبوم از دو بخش تشکیل شده که بخش اول در دستگاه همایون و با آهنگ‌سازی پرویز مشکاتیان و بخش دوم در همایون و شور و با نوازندگی تار توسط غلامحسین بیگجه‌خانی است. اشعار این آلبوم از سروده‌های حافظ و سعدی هستند. بخش نخست: پرویز مشکاتیان: سنتور محمدرضا لطفی: تار ناصر فرهنگ فر: تمبک ارسلان کامکار: بربط اردشیر کامکار: کمانچه جمشید عندلیبی: نی زیدالله طلوعی: تار فرخ مظهری: بم‌تار تکنواز آواز: پرویز مشکاتیان بخش دوم: غلامحسین بیگجه‌خانی: تار جمشید محبی: تمبک تکنواز آواز: غلامحسین بیگجه‌خانی *** بخش نخست مقدمه، ساخته پرویز مشکاتیان ساز و آواز بیداد، غزل حافظ با همراهی سنتور، گوشه‌ها: بیداد، بیات راجه، عشاق، قرچه، فرود بیداد به شوشتری، جمله دوم شوشتری قطعهٔ سوز و گداز، ساخته پرویز مشکاتیان ادامهٔ ساز و آواز، ادامهٔ غزل حافظ با همراهی سنتور، گوشه‌ها: ادامه جمله شوشتری، فرود همایون تصنیف «یاد باد»، از غزلیات حافظ، ساخته پرویز مشکاتیان بخش دوم پیش درآمد همایون، تار چهار مضراب همایون، تار و تمبک ساز و آواز همایون، غزل حافظ با همراهی تار، گوشه‌ها: درآمد همایون، جمله دوم همایون، سه‌گاه و جمله اول همایون، چکاوک، جمله دوم چکاوک، بیداد چهار مضراب بیداد، تار و تمبک ادامه ساز و آواز، غزل حافظ با همراهی تار، گوشه‌ها: بیداد، بیات راجه، عشاق چهار مضراب عشاق، ساخته پرویز مشکاتیان بر غزل حافظ ادامه ساز و آواز، گوشه‌ها: عشاق و قرچه، رضوی، حجاز، جامه‌دران، کردبیات، جمله دوم کردبیات، ابوعطا و فرود به عشاق، فرود به همایون، شوشتری، فرود به همایون تصنیف «هلاک من» در دستگاه شور
Video37:55

زیباترین های استادان شجریان، پرویز مشکاتیان و محمد موسوی ...سرِ عشق

شعر از سعدی؛ مشخصات عروضی: بر وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن؛ بحر: مجتث مثمن مخبون محذوف (درآمد ماهور) هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم (گشایش) به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم، نه عقل ماند و نه هوشم (شکسته) حکایتی ز دهانت به گوش جان آمد دگر نصیحت مردم، حکایت است به گوشم (خاوران) مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم (دلکش) من رمیده دل آن به که در سماع نیایم که گر به پای درآیم، به در برند به دوشم (قرچه) بیا به صلح من امروز در کنار من امشب که دیده خواب نکرده‌است از انتظار تو دوشم (رضوی) مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم (رضوی فرود در ماهور) مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن سخن چه فایده گفتن، چو پند می‌ننیوشم (فرود ماهور) به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل که گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم ترانهٔ دوم: بود درد مو و درمونم از دوست[ویرایش] شعر از باباطاهر، دوبیتی ها؛ مشخصات عروضی: بر وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن؛ بحر: هزج مسدس محذوف (نیریز) بود درد مو و درمونم از دوست بود وصل مو و هجرونم از دوست اگه قصابم از تن واکره پوست جدا هرگز نگرده جونم از دوست (بوسلیک) خوشا آنان که سودای تو دیرن که سر پیوسته در پای تو دیرن به دل دیرم تمنای کسانی که اندر دل تمنای تو دیرن (نوعی درآمد بر ماهور) گلی که خم بدادم پیچ و تابش به آب دیدگونم دادم آبش بدرگاه الهی کی روا بی گل از مو دیگری گیره گلابش (داد) خداوندا مو بیزارم از این دل شو روزان در آزارم از این دل ز بس نالیدم از نالیدن کس ز مو بستون که بیزارم از این دل ترانه سوم: در هوایت بی قرارم روز و شب[ویرایش] شعر از مولوی، دیوان شمس؛ مشخصات عروضی: بر رمل مسدس محذوف (مثنوی) در هوایت بی قرارم روز و شب سر ز پایت بر ندارم روز و شب (مثنوی) روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کی گذارم روز و شب (مثنوی) جان و دل می‌خواستی از عاشقان جان و دل را میسپارم روز و شب (مثنوی) تا نیابم آنچه در مغز من است یک زمان سر نخارم روز شب (مثنوی) تا که عشقت مطربی آغاز کرد گاه چنگم گاه تارم روز و شب (مثنوی) ای مهار عاشقان در دست تو در میان این قطارم روز و شب (مثنوی) زان شبی که وعده دادی روز وصل روز و شب را می‌شمارم روز و شب (مثنوی) بس که کشت مهر جان تشنه‌است ز ابر دیده اشکبارم روز و شب ... خواننده: محمدرضا شجریان نوازندهٔ سه‌تار: پرویز مشکاتیان نوازندهٔ نی: محمد موسوی سروده‌های سعدی، باباطاهر، حافظ و مولوی. فهرست[ویرایش] آلبوم سرّ عشق شامل قطعات زیر است:[۱] ضربی ماهور، دو نوازی سه‌تار و نی تکنوازی سه‌تار چهار مضراب، دو نوازی سه‌تار و نی تکنوازی نی ساز و آواز، غزل سعدی با همراهی سه‌تار و نی (درآمد ماهور، گشایش، داد، فیلی، شکسته، فرود، دلکش، قرچه، رضوی، فرود) تکنوازی سه‌تار ساز و آواز، شعر باباطاهر با همراهی سه‌تار و نی (نیریز صغیر و کبیر، دوبیتی) ضربی ماهور، غزل حافظ تکنوازی سه‌تار ساز و آواز، شعر مولانا با همراهی سه‌تار و نی (مثنوی ماهور، شکسته، عراق، راک) تصنیف «عشق تو»، شعر و آهنگ از شیدا
Video42:45

یکی از زیباترین ساز و آوازهای استاد شجریان و استاد لطفی...چشمه نوش

(جمله اول راست) روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست منت خاک درت بر بصری نیست که نیست (جمله دوم راست) ناظر روی تو صاحبنظرانند آری ناظر روی تو صاحبنظرانند آری سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست (روح افزا) اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب خجل از کرده خود پرده‌دری نیست که نیست خجل از کرده خود پرده‌دری نیست که نیست (نغمه + پروانه) از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست (جمله دوم نغمه) تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی ز نسیمش گردی سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست (بوسلیک + سپهر) تا دم از شام سر زلف سیاهت نزنند تا دم از شام سر زلف سیاهت نزنند با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست (سلمک) من از این طالع سرگشته به رنجم من از این طالع سرگشته به رنجم ور نی بهره‌مند از سر کویت دگری نیست که نیست (دشتستانی) دلی دیرُم که بهبودش نِمی‌بو (عراق) شیر در بادیه عشق تو روباه شود آه از این راه آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست (نوعی درآمد نوا) من از این طالع سرگشته به رنجم ور نی بهره‌مند از سر کویت دگری نیست که نیست (گردانیه) تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی ز نسیمش گردی سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست (رُهاب) ناظر روی تو صاحبنظرانند آری سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست (تصنیف نوا، میخانه) (نهفت + فرود به نوا) مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست (نهفت + بازگشت به راست پنجگاه) آب چشمم که بر او منت خاک در توست آب چشمم که بر او منت خاک در توست زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست (اصفهان + جامه‌دران + سپهر) تا دم از شام سر زلف سیاهت نزنند با صبا گفت و شُنودم سحری نیست که نیست (جامه‌دران) از وجودم قدری نام و نشان هست که هست از وجودم قدری نام و نشان هست که هست ور نه از ضعف در آنجا اثری نیست که نیست (بیات راجع + جامه‌دران + فرود به اصفهان) آب چشمم که بر او منت خاک در توست زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست (فرود به اصفهان) غیر این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است در سراپای وجودت هنری نیست که نیست حافظ
Video18:37

ساز و آواز دشتی - شجریان و موسوی

ساز و آواز دشتی آواز: استاد محمدرضا شجریان نی: استاد محمد موسوی
Video51:54

گلچین تصنیفهای استاد شجریان

گلچین بهترین تصنیفهای استاد محمدرضا شجریان هنگام پخش بر روی زمانبدی ترانه ها کلیک کنید تا ترانه دلخواهتون پخش بشه لیست تصنیفها به ترتیب :- 1-هر چه کنی بکن مکن 00:00 2-ناز لیلی 03:06 3-سرو چمان 10:37 4-به یاد عارف 18:35 5-سر آن ندارد 23:54 6-دل تنگم 30:44 7-دل مجنون 32:33 8-ز من نگارم 38:01 9-مرغ سحر 42:51 10-اشک مهتاب 47:08
Video25:28

یکی از زیباترین ساز و آوازهای استاد شجریان و استاد لطفی...بهار سوگوار

پشتِ بید از گریه همچون خُم شکست ... ... .... نه لب گشایدم از گل ، نه دل کشد به نبید چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید به یاد زلف نگونسار شاهدان چمن ببین در آینه ی جویبار گریه ی بید به دور ما که همه خون دل به ساغر هاست ز چشم ساقی غمگین که بوسه خواهد چید ؟ چه جای من ؟ که درین روزگار بی فریاد ز دست جور تو ناهید بر فلک نالید ازین چراغ توام چشم روشنایی نیست که کس ز آتش بیداد غیر دود ندید گذشت عمر و به دل عشوه می خریم هنوز که هست در پی شام سیاه صبح سپید کراست سایه درین فتنه ها امید امان ؟ شد آن زمان که دلی بود در امان امید ... از آلبوم : بیاد عارف شعر : سایه
Video57:47

آلبوم کامل آسمان عشق از محمد رضا شجریان

آسمان عشق، نام آلبومی است با صدای محمدرضا شجریان و با هم نوازی داریوش پیرنیاکان که در دستگاه سه گاه در مهر ماهِ ۱۳۷۰ خورشیدی اجرا شده‌است. در این اجرا همایون شجریان نیز با پدر همکاری می‌کند. آواز: محمدرضا شجریان٫ داریوش پیرنیاکان: تار (همنواز آواز)٫ جمشید عندلیبی: نی (همنواز آواز)٫ مسعود شناسا: سنتور (همنواز آواز)٫ محمد فیروزی: بربط٫ سعید فرج‌پوری: کمانچه ـ قیچک٫ همایون شجریان: تمبک. فهرست: یش درآمد سه گاه: داریوش پیرنیاکان ساز و آواز غزل از عطار تصنیف: می‌دانم آهنگ: محمدرضا شجریان غزل از مولانا چهار مضراب مخالف سعید فرج‌پوری ساز و آواز غزل از عطار تصنیف آسمان عشق آهنگ از محمدرضا شجریان غزل از مولانا
Video44:37

کنج قناعت، بزم خصوصی استاد محمد رضا شجریان

این بزم خصوصی مربوط به قبل از انقلاب است. تار: فرهنگ شریف نی: محمد موسوی غزل آواز: پیر عرفان حافظ آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد، صبر و آرام تواند به من مسکین داد وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت، هم تواند کرمش داد من غمگین داد من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم، که عنان دل شیدا به لب شیرین داد گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست، آن که آن داد به شاهان به گدایان این داد خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن، هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی، خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد در کف غصه دوران دل حافظ خون شد، از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد
Video15:30

جان عشاق، آواز شجریان با همراهی پیانو جواد معروفی

جان عشاق نام آلبوم موسیقی سنتی ایرانی است با صدای محمدرضا شجریان و همکاری پرویز مشکاتیان و محمدرضا درویشی، که در سال ۱۳۷۴ منتشر شده‌است. خواننده: محمدرضا شجریان، آهنگساز: پرویز مشکاتیان، پیانو: جواد معروفی، تنظیم: رضا درویشی هُمایِ اوجِ سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذری بر مقام ما افتد حباب‌وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد شبی که ماهِ مُراد از افق شود طالع بُوَد که پرتو نوری به بام ما افتد به بارگاه تو چون باد را نباشد بار کِی اتفاق مجال سلام ما افتد؟ چو جان فدای لبش شد خیال می‌بستم که قطره‌ای ز زلالش به کام ما افتد خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز کز این شکار فراوان به دام ما افتد به ناامیدی از این در مرو؛ بزن فالی بُوَد که قرعه دولت به نام ما افتد ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ نسیم گلشن جان در مشام ما افتد
Video25:08

زیباترین های استاد شجریان،استاد مجید درخشانی و سعدی جان... در خیال

(جملهٔ اول درآمد سه گاه) خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی (جملهٔ دوم درآمد سه گاه) تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی (زابل) بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی (مویه) تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی (مخالف، مخالف، برگشت به فرود) چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی (مخالف) دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی (مخالف) سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی (مخالف اشاره به مغلوب) من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی (مخالف) تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی (مویه فرود) در چشم بامدادان به بهشت برگشودن نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی ... سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد بزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم که به روی دوست ماند که برافکند نقابی سرم از خدای خواهد که به پایش اندرافتد که در آب مرده بهتر که در آرزوی آبی دل من نه مرد آنست که با غمش برآید مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی عجبست اگر نگردد که بگردد آسیابی برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی... سعدی جان
Video12:10

صبح است ساقیا - استاد شجریان

صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پیشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام باده گلگون خراب کن خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند زنهار کاسه سر ما پرشراب کن ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم با ما به جام باده صافی خطاب کن کار صواب باده پرستیست حافظا برخیز و عزم جزم به کار صواب کن
Video18:02

یکی از زیباترین ساز و آوازهای استاد شجریان و استاد لطفی...عشق داند

(جملهٔ اول درآمد ابوعطا) در نظر بازی ما بی‌خبران حیرانند من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند (جملهٔ دوم درآمد ابوعطا) عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند (جملهٔ سوم درآمد ابوعطا) جلوه گاه رخ او دیدهٔ من تنها نیست ماه و خورشید همین آینه می گردانند (جملهٔ اول حجاز) عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا ما همه بنده و این قوم خداوندانند (اشارهٔ کوتاه به یتیمک و جامه‌دارن) مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند (جملهٔ دوم حجاز) لاف عشق و گله از یار بسی لاف دروغ عشقبازان چنین مستحق هجرانند (کرد بیات) مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار ورنه مستوری و مستی همه کس نتوانند (یتیمک اوج تحریر اصفهانک و فرود) گر شوند آگه از اندیشه ی ما مغبچگان بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند حافظ
Video58:35

محمد رضا شجریان ـ انتظار

یک آلبوم بسیار کمیاب از استاد انتظار بیات اصفهان و مرکب خوانی گروه موسیقی فارابی آهنگساز و سرپرست گروه : محمد علی کیانی نژاد اعضای گروه نی : محمد علی کیانی نژاد تار : داریوش پیر نیاکان سنتور : مسعود شناسا کمانچه : محمد مقدسی قانون : ملیحه سعیدی تنبک : مرتضی اعیان تار : پیرایه پورآفر
Video10:58

خیام‌خوانی شجریان

تار: بهروز همتی عود: محمد فیروزی کمانچه: سعید فرج‌پوری آواز: محمدرضا شجریان مقر یونسکو در پاریس، مراسم دریافت جایزه پیکاسو سال ۱۳۷۸ **** نیكی و بدی كه در نهاد بشر است شادی و غمی كه در قضا و قدر است با چرخ مكن حواله كاندر ره عقل چرخ از تو هزاربار بیچاره‌تر است! *** ای دل! چو زمانه می‌کند غمناکت ناگه برود ز تن روان پاکت! بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند زآن پیش که سبزه بردمد از خاکت **** گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی احوال فلک جمله پسندیده بُدی ور عدل بُدی به کارها در گردون کِی خاطر اهل فضل رنجیده بدی؟ **** ای دوست! بیا تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم فردا که ازین دیر کهن در گذریم با هفت هزار سالگان سر بسریم
Video19:15

پرکن پیاله را- شجریان

محمد رضا شجريان » جام تهي (پر كن پياله را) ترانه سرا : فريدون مشيري آهنگساز : فريدون شهبازيان تکنواز: حبیب الله بدیعی پركن پياله را كه اين آب آتشين ديري است ره به حال خرابم نمي برد اين جامها كه در پيم مي شود تهي درياي آتش است كه ريزم به كام خويش گرداب مي ربايد و آبم نمي برد من با سمند سركش و جادويي شراب تا بيكران عالم پندار رفته ام تا دشت پر ستاره انديشه هاي ژرف تا مرز ناشناخته مرگ و زندگي تا كوچه باغ خاطره هاي گريز پا تا شهر يادها ديگر شرابم جز تا كنار بستر خوابم نمي برد پر كن پياله را هان اي عقاب عشق از اوج قله هاي مه آلوده دور دست پرواز كن به دشت غم انگيز عمر من آنجا ببر مرا كه شرابم نمي برد آن بي ستاره ام كه عقابم نمي برد در راه زندگي با اين همه تلاش و تقلا و تشنگي با اين كه ناله ميكشم از دل كه آب آب ديگر فريب هم به سرابم نمي برد پر كن پياله را
Video14:58

آواز دشتی ، شهناز ، شجریان

ساز و آواز دشتی ، تار: استاد جلیل شهناز ، آواز: استاد محمدرضا شجریان غزل آواز : حافظ پست : باغ نوا
Video13:09

سه ترانه مشهدی از شجریان

این ترانه ها در محافل خصوصی ضبط شده اند و از کیفیت لازم بی بهره هستند اما بهر شکل گنجینه هایی هستند که باید در حفظ آنها کوشید

استاد محمدرضا شجریان

delawa

۱۳۹۳-۷-۱۱

۱۳۹۷-۲-۱۰

۱۹۳

موسیقی

این کانال توضیحاتی ندارد.